عبد الجليل قزوينى رازى

151

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و فضل ايشان گواه است . امّا آنچه گفته است كه : « بنى اميّه و مروانيان فتحها كرده‌اند » راست مىگويد و آن را انكار نتوان كرد و تفصيلش اينست كه از آن فتحها كه بنى اميّه را بود در اسلام آن بود كه حسين على را با هفتاد و دو نفس قرشى و فاطمى و شيعى بدشت كربلا بكشتند و سرها بر سر نيزه بشام بردند و اين فتحى عظيم باشد ، و از فتحهاى مروانيان آنچه از آن باز توان گفتن يكى آن بود كه هزار ماه كم پنجاه ماه علىّ مرتضى را بر منابرها و منارها لعنت آشكارا « 1 » مىكردند در شهرهايى كه ايشان كرده بودند ، فتح بنى اميّه و مروانيان اين بود كه بيان كرده شد . امّا آنچه گفته است كه : « زهرهء حويّه شهرى مىستد بخوزستان متعذّر شد گفت : مرا بر سپرى نهيد و بر سر نيزه‌ها بر باروى شهر نهيد چنان كردند و او بتنها شهر بستد » . راست مىگويد امّا پندارى فراموش كرده است آن فصل كه در اوّل كتاب بر سبيل انكار بيان كرده است كه از محالات رافضيان يكى اينست كه گويند : « على را در منجنيق نهادند و تنها در قلعه‌اى رفت كه اند هزار مرد در وى بودند و اللّه كه اين معنى چگونه روا باشد . . . ! » و بجهل و غفلت امير المؤمنين عليه السّلام منسوب كرده و اين آيت باستشهاد آورده كه : وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ « 2 » را اثرى نباشد امّا پندارى اينجا روا باشد ببركات عاص و وقّاص ، و آنجا ببركت مصطفى و نيروى جبرئيل و قرآن و مردانگى مرتضى مجوّز نباشد ، و در عقل و عرف مستحيل باشد ، و آن معنى از شيعت از محالات و ترّهات باشد امّا اين معنى از

--> ( 1 ) - ح د م : « بر منابر آشكارا لعنت » ب : « بر منابر و مناير » و اين تعبير يعنى « بر منابرها و منارها » كه صريح دو نسخهء « ع ث » است دليل بر جمع بستن جموع عربى است بادوات جموع فارسى از قبيل « ابدالان » و « ملوكان » و غيرهما كه در آن زمانها متداول بوده است . ( 2 ) - از آيهء 195 سورهء مباركهء بقره .